|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
وبلاگ سياسي
وبلاگ اجتماعي عادل سايت اعجاز علمي قران سايت المبين(تخصصي قران كريم) وبلاگ پاسخ به شبهات بیخدایان و سکولاریسم و افراد زندیق :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سبحان الله
اعجاز عددی قران مجید
قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً [الإسراء : 88] ( اي پيامبر بگو كه اگر جني ها و انسان ها براي فراهم آوردن كتابي همچون قرآن دست به يكي كنند نمي توانند همانند آن را بياورند هر چند برخي با برخي ديگر همكاري نمايند.) از نظر دانشمندان و خردورزان در مورد معجزه بودن قرآن از اين جهت كه كلام خداوند دانا و بي همتاست ترديدي وجود ندارد. خداوندي كه عالم به ماكان و مايكون است و هيچگونه حد و مرزي براي علم او وجود ندارد. اما براي تقويت باور ايمان آوردگان و تذكر به غفلت زدگان و اتمام حجت بر منكران و راهنمايي حقيقت طلبان قطره هاي اندكي از اقيانوس اعجاز كلام خداوند را ياداوري مي نماييم.. با ياد آوري اين موضوع كه قرآن برنامه اي ابدي براي اصلاح انديشه ،گفتار ،كردار و تمامي امور متعلق به خانواده و جامعه است. به عبارت ديگر قرآن شامل : بينش ، منش ، روش ، نيايش و خيزش است. البته آگاهي از تمامي مساييل مربوط به "ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، عام و خاص ،مطلق و مقيد و اعجاز " آن در تمامي ابعاد و حتي حفظ و فهم و برداشت صحيح از آن به شرطي مفيد و كارساز خواهد بود ، كه به عنوان راهنماي ايمان و انديشه و رفتار و تنظيم روابط خانوادگي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي وغيره مورد توجه قرار بگيرد و تعاليم تعاليبخش آن به اجرا نهاده شود. قرآن از نظر عددي ، فصاحت و بلاغت ، علوم طبيعي ، انسان شناسي و معجزه است و لازمه ايمان به معجزه بودنش ايمان به حقانيت و عمل به رهنمود ها و بكار بستن قوانين آن است. الف : اعجاز عددي و رياضي. با توجه به اينكه آيات قرآن در طول بيست و سه سال نازل شده و پيامبر بزرگوار اسلام امّي بوده و خواندن و نوشتن نمي دانسته اعجاز عددي و هماهنگي ميان اين مصطلحات به غير از حقانيت تعاليم نوراني قرآن چه معنا ي ديگري مي تواند داشته باشد.؟
|+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
اعجاز تشریعی در قران کریم مجید
زماني كه غربيها به خود مي بالند كه تمدنشان چنان تمدني است كه براي اولين بار در طول تاريخ بشري حقوق انسانها را به طور رسمي در همه دولتهاي مختلف اعلان نموده است و افتخار مي كند كه آنها براي اولين بار در تاريخ قرن بيستم اعلاميه جهاني حقوق بشر را تصويب نموده اند و آن را به عنوان نمونه عالي در به رسميت شناختن حقوق انسان محسوب مي دارند، فراموش كرده و يا خود را به فراموشي زده اند در اينكه قرآن كريم اين حقوق را چهاره قرن قبل به اسم مبدأ واحد بشريت به رسميت شناخته و تثبيت نموده است، چنانكه مي فرمايد: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}(الحجرات:13) (اي مردم ما شما انسانها را از زن و مردي خلق كرديم و شما را در قالب گروهها و شعبه ها قرار داديم تا همديگر را باز شناسيد به راستي كه گرامي ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست. به حقيقت كه الله تعالي بسيار دانا و آگاه است.) اين آيه خطاب به همه مردم است كه علي رغم اختلاف در رنگ،پوست،نژاد و دين، از زن و مرد آفريده شده اند و در ولادت و اصالت مساويند و قرآن با اين اصل وحدت جنس بشري را ثابت گردانيد واينكه هيچ فردي برديگري جز به تقوي برتري ندارد. قرآن كريم شامل مبادي عالي بسياري است كه برعظمت و اصالت آن دلالت مي كند كه به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم: 1. آزادي در نظر و عقيده:" لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي" [بقرة:255] (در دين اجباري نيست، هدايت از گمراهي به خوبي آشكار شده است.) و در جايي ديگر مي فرمايد:" قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون ، و لا أنتم عابدون ما أعبد ، و لا أنا عابد ما عبدتم ، ولا أنتم عابدون ما أعبد لكم دينكم و لي دين"[سورة الكافرون](بگو اي كافران: من آنچه را كه شما مي پرستيد، نمي پرستم. و شما نيز معبود به حق مرا عبادت نمي كنيد. ومن به آن صورت كه شما عبادت مي كنيد، عبادت نمي كنم و شما نيز به مانند من عبادت نمي نماييد، دين شما براي خودتان و دين من نيز براي خودم.) 2. عدالت در معاملات:مي فرمايد:" يا أيها الذين آمنوا أوفوا بالعقود"[مائدة:1](اي كساني كه ايمان آورده ايد: هرگاه با كسي پيمان بستيد به آن وفا نماييد.) و در جاي ديگر مي فرمايد:" و أوفوا بعهد الله إذا عاهدتم و لا تنقضوا الأيمان بعد توكيدها"[نحل:91](هنگامي كه با الله عهد بستيد به آن وفا كنيد و بعد از آنكه عهد و پيمان را محكم نموديد آن را نقض نكنيد.) و همچنين مي فرمايد:{الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}[البقرة:275](كسانيكه ربا مي خورند برنمي خيزند مگر مانند برخواستن كسي كه شيطان بر اثر تماس او را آشفته كرده است. اين بدان سبب است كه آنان گفتند: داد و ستد مانند ربا است. حال آنكه خداوند داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانيده است.) ودرجايي ديگر مي فرمايد:{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً ...ٌ}[البقرة:282](اي كسانيكه ايمان آورده ايد هرگاه به قرضي تا سررسيد معين با يكديگر معامله نموديد آن را بنويسيد. بايد نويسنده اي بر اساس عدالت ميان شما بنويسد و هيچ نويسنده اي نبايد از نوشتن خودداري كند؛ همانگونه كه خداوند او را آموزش داده است. و كسي كه بدهكار است بايد املاء كند و او بنوسد. واز خداوند كه پروردگار اوست بترسد وازآن چيزي نكاهد....) 3. قوانين مربوط به احوال شخصي:مجموعه اي از اصول عادلانه اي است كه بر اساس احوال شخصي انسان در خانواده پايه گذاري شده است، اسلام براي آن نظام كاملي را بطور مفصل كه شامل مسائل ازدواج، طلاق، بارداري، عده، شيردادن و شيرخوارگي، نفقه، ميراث و حقوق فرزندان و اقوام مي باشد، قرار داده است. ودر احكام كلي آن چنان وسعتي وجود دارد كه مجتهد مي تواند از آن قابليت استفاده كند و احكامي را متناسب با زمانها و مكانهاي متغير استنباط نمايد. 4. قانون جنائي:به حق بزرگترين دليل بر عظمت و بزرگي قرآن، تشريع براي پيشگيري از جرم و جنايت مي باشد. سختگيري هاي تصويب شده در قوانين اسلامي چنان با ظرافت طرح ريزي شده كه همه جوانب عدالت و حكمت و رحمت را شامل است. به گونه اي كه در ضمن منع كردن از انواع تجاوزها، امنيت و آسايش را براي بندگان خداوند به ارمغان مي آورد. پايه هاي شريعت اسلامي هر قانونگذاري و تشريعي لازم است بر اساس پايه ها و اصولي بنا گردد كه از آن براي بقا و دوامش در بين مردم كمك گيرد تا به عدالتش راضي و از حكمتش مطمئن باشند و در زندگي مصالح فرد و مجتمع را تأمين نمايد. به لطف الله شريعت اسلامي داراي پايه ها و اصول ثابتي است و از چنان ويژگيي برخوردار مي باشد كه مردم با اطمينان و اعتماد تمام آن را پذيرفته و در مقابلش تسليمند، چون قوانينش با فطرت سالم هماهنگ مي باشد كه آن همان ويژگي است الله تعالي انسان را بر اساس آن خلق نموده است كه غير قابل تبديل و تغيير مي باشد. و همچنانكه همه شواهد بر آن گواه است، عقلهاي سالم را مخاطب خويش قرار مي دهد، به كار و كوشش تشويق مي كند، به جهاد در راه الله دعوت مي نمايد، و منادي ايثار، آزادي، مساوات، احسان و نيكوكاري مي باشد. از جمله اصولي كه شريعت اسلام بر آن مبتني است مي توان به اين موارد اشاره نمود: 1. شريعتي است كه مردم را زيادتر از حد توان تكليف نمي كند و آن را آسان مي گيرد.چون تكاليف اسلام جملگي در حد توان انسان و فاقد چنان مشقتي است كه انسان نتواند آن را انجام دهد. خداوند در وصف آن مي فرمايد: " ما جعل الله عليكم في الدين من حرج "(خداوند در دين بر شما سختي قرار نداده است.) و مي فرمايد:" لا يكلف الله نفساً إلا وسعها "(خداوند هيچ كس را جز به قدر توانش تكليف نمي كند.) 2. قوانين اسلام براي تمام مردم آمده و به حالات فردي، جزئي و شخصي توجه نشده است. 3. در هنگام ضرورت براي مردم رخصتهايي قرار داده است تا قوانين آن موجب مشقت نگردد. مثلاً در اسلام روزه ماه رمضان واجب است اما براي مسافر و مريض رخصت است. 4. كمي تكاليف:و آنچه مربوط به آن است در اركان پنجگانه خلاصه شده است. رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: "إن الله فرض فرائض فلا تضيعوها وحد حدوداً فلا تعتدوها، و حرم أشياء فلا تنتهكوها، و سكت عن أشياء رحمة بكم فلا تبحثوا عنها "[رواه الدارقطني]«خداوند واجباتي را بر شما قرار داده، با ترك كردن و سستي در انجامش آن را ضايع نكنيد و حدودي را مقرر فرموده از آن تجاوز نكنيد؛ چيزهايي را حرام كرده است به آن نزديك مشويد و استفاده نكنيد و در مورد چيزهايي به قصد رحمتش بر شما سكوت كرده است در مورد آن بحث نكنيد.» 5. تدريج در احكام:اصلي است كه اسلام براي معالجه عادات مذموم كه در دلهاي مردم ريشه دوانيده بودند استفاده كرده است و به تدريج بدون به كار بردن شدت عمل در نهي و تحريم آنها توانسته به اصلاح آن اقدام نمايد. براي مثال براي حذف شراب در زندگي مردمي كه حياتشان با آن مخلوط شده بود با تحريم تدريجي و يك شيوه حكيمانه آن را از زندگي مردم دور نمود بدون اينكه چنان حرج و سختي را احساس كنند. 6. حركت كردن بر مبناي مصالح عامه:يكي ديگر از اصول تشريعي اسلام است؛ چنانكه بعضي از احكام كه نسخ آن موجب مصالح عموم بوده است، نسخ گرديد. چنانچه در احكام مربوط به وصيت و آيات ميراث موجود است. يا تحويل قبله از مسجد الاقصي به سوي كعبه در مكه مكرمه از آن جمله است. و در سنت نيز شاهد آن هستيم، رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: " كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها ترقق القلب و تدمع العين و تذكر بالآخرة"[مسند امام احمد]«من شما را از زيارت قبرها منع كردم و حال به زيارت آنها برويد چون موجب نرمي دلها و جاري شدن اشك چشمان و وسيله يادآوري قيامت است.» |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
اسرار خلقت
برخی ازمحققان دانشگاه لستر انگلیس به ارائه تعدادی سؤال درباره اسرار خلقت پرداختند، اینکه هستی چگونه نشو و نما می یابد؟ و انسان چگونه رشد می کند؟ نتایجی که حاصل شد نشان از وجود خالق، پدید آورنده و تنظیم کننده این هستی می دهد. گروه دکتر اندرو از بخش شیمی و زیست شناسی این دانشگاه با دستگاههای هندسی بررسی کردند که سلول تقسیم می شود. این مسئله واقعا حیرت آور است: چه کسی باعث می شود که سلول شروع به تکثیر و تقسیم کند که خود بزرگترین سر از اسرار خلقت به شمار می رود. محقق دیگری به نام پروفسور مارتین بارتسو از بخش فیزیک و ستاره شناسی همین دانشگاه سؤالات دیگری را مطرح می کند: این هستی از کجا آمده؟ چگونه رشد کرده؟ و به کجا می رود؟ اما این مسئله به کشف وجود ویژگی هر یک از اجزای هستی نیاز دارد، به گونه ای که دو بخش از هستی شبیه هم نیستند، بلکه هر کدام از آنها ویژگی خاصی دارند. او اینک یک سدیم عبارت از گاز و غباری که از ستاره ها می جهد که شبیه به اثر انگشت است را بررسی می کند. هنگام تحقیق دریافت که این سدیم از نظر شکل به سلول شبیه است که نشان می دهد از آن میلیاردها نوع در هستی وجود دارد به گونه ای که دو تا از آنها به همدیگر شباهت ندارند. ای خواهر و برادر خواننده چقدر از این نشانه ها را می بینیم و با ادعای ایمان، درباره آن تفکر نمی کنیم. این پژوهشگران ادعای اسلام نمی کنند، اما تمام زندگی و اموال خود را رها کردند تا درباره هستی تأمل و آیات و معجزات آن را بررسی کنند. ای کاش ما هم مانند آنها انجام می دادیم. خداوند می فرماید:{وَكَأَيِّنْ مِنْ آَيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ}[يوسف: 105]. چه بسیار نشانه هایی در آسمانها و زمین که آنها از کنارش می گذرند و از آن روی گردانند. این اندیشمندان ادعا می کنند که آنها اولین کسانی هستند که مسیر تفکر در پیدایش خلقت را آغاز کرده اند، اما از آنها قرآن حدود 14 قرن پیش پیشی
گرفته بود و خداوند نیز به ما دستور داد که در زمین سیر کنید و ببینید که چگونه خلقت آغاز شد، هستی چگونه توسعه یافت و چگونه زندگی آغاز شد تا یقین پیدا کنید خداوند همه چیز را از عدم خلق کرده است و می تواند خلقت را در روز قیامت دوباره باز گرداند. خداوند می فرماید:{أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآَخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}[العنكبوت: 19-20]. " آیا ندیدند که خدا چگونه آفرینش را آغاز کرد سپس بازمی گرداند، این برای خداوند آسان است. بگو در زمین بگردید و نگاه کنید که چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند جهان آخرت را ایجاد می کند، خدا بر هر چیزی توانا است". با من فکر کنید چگونه پژوهشگران امروز تقسیم هسته، مرگ، خلقت دوباره و چگونگی آغاز رشد این هسته ها را می بینند؟ آنها امروز با تجهیزات مدرن در قرن 21 مشاهده می کنند در حالی که خداوند بلند مرتبه از صدها سال پیش درباره آن سخن گفته بود که:{أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ}! " آیا ندیدید که چگونه خدا خلقت را آغاز کرد و سپس آن را باز گرداند" آیا این آیات وسیله ای نیست تا با آن ایمان خود به خدا، کتاب و رسالتش را افزایش دهیم؟ |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
قران درباره پیدایش جهان تعبیرات گوناگونی دارد
خداوند مي فرمايد: {ثم استوي إلي السماء وهي دخان فقال لها وللأرض ائتيا طوعا أو كرها قالتا أتينا طآئعين }[ فصلت:11] پس اراده آفرينش فرمود در حالی که به صورت دود بود به آن و به زمين دستور داد به وجود آئيد و شکل گيريد، خواه از روی اطاعت و خواه از روی اکراه آنها گفتند ما از روی اطاعت می آئيم( به وجود مي آييم وشكل مي گيريم ) در جاي ديگرمي فرمايد : {أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ} [الأنبياء : 30]آيا كافران نديدند ( نمي دانند ) كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم و هر موجود زنده اي را از آب قرار داديم ، آيا ايمان نمي آورند . در اين آيه صراحتاً منشاءآفرينش را آب معرفي مينمايد و به پيوستگي آسمان و زمين در پيش از پيدايش آب اشاره دارد. مسلماً آنچه كه پيوستگي آسمان و زمين را موجب ميشود عدم وجود اتمسفر در اطراف كره زمين بوده است. پس از تشكيل اتمسفر و تمركز گازهاي حياتي در اين دو آيه به سه نكته مهم درباره آفرينش جهان و موجودات زنده اشاره شده است جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود جهان درآغازبه هم پيوسته بود سپس كرات آسماني از هم جدا شدند . آغاز آفرينش موجودات زنده از آب است . شرح : گرچه درباره كيفيت پيدايش جهان ونحوه آن فرضيات مختلفي وجود دارد كه از حدود فرضيه تجاوز نمي كند ،ولي با توجه به مطالعاتي كه روي كهكشانها ومنظومه هايي كه در حال پيدايش وشكل گيري هستند به عمل آمده مسلم است كه جهان در آغاز به صورت توده گازي ابر مانند فشرده اي بود كه بر اثر گردش به دور خود ، قطعاتي از آن جدا شده وبه اطراف پراكنده گشته است واين قطعات تدريجاً سرد شده و به صورت مايع و در موارد زيادي به صورت جامد در آمده ، و تشكيل كرات مسكوني وغير مسكوني را داده است. مشاهدات دانشمندان فلكي در مورد « سحابي ها » ، اين مسأله را كه دنيادر آغاز به صورت توده گاز دود مانندي بوده ،به عنوان يك نظريه قطعي معرفي مي كند ، اين چيزي است كه محافل عملي جهان ،آن را پذيرفته اند ! درنخستين آيه فوق نيزمي خوانيم كه :« آسمانها ( كرات آسماني ) درآغاز ( مانند ) دود بودند» هماهنگي اين آيه با اكتشافات دانشمندان كه چندان ازعمرآنها نمي گذرد نشانه اي ازاعجازعلمي قرآن مي باشد كه پرده ازروي مطلبي كه درعصرنزول قران كاملاً ناشناخته بوده است برمی دارد . دومين آيه ، نيز سخن به هم پيوستگي جهان درآغاز امر وسپس جدا شدن اجزاي آن ازيكديگرمي گويد .پيدايش موجودات زنده – اعم از گياهي وحيواني – در نخستين بار از آب درياها نيز ، امروز يك نظريه معروف علمي است . قرآن نيز در دومين آيه فوق ،پيدايش همه موجودات زنده را از آب بازگو مي كند .حتي آياتي كه آفرينش انسان را به خاك نسبت مي دهد ، تصريح دارد كه اين خاك با آب آميخته بود و به صورت طين ( گل ) بود. واينهاهمان چيزهايي است كه امروز به عنوان نظريات مسلم علمي شناخته مي شود. |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
اعجاز در كوهها
وترى الجبال تحسبها جامدة وهى تمر مر السحاب} سورة النمل [88]
" هنگامى که به کوهها نگاه مى کنى، فکر مى کنى که آنها بر جاى خود ايستاده اند. اما آنها مانند ابرها حرکت مى کنند. چنين است ساخته خدا، که همه چيز را تکميل کرد. او کاملا ً از تمام اعمالتان آگاه است. چرا كه كوهها بخشى از كره زمين بوده وكره زمين به دور خود وبه دور خورشيد ميگردد ، با طور منظم ."مُرور": در اصل بمعنی: آمدن و گذشتن و رفتن است، و در معنی ضمنی خود بمعنی: سپری شدن يا نمودن است. و در آيه منظور از آمدن و رفتن و درگذشتن يا سپری شدن: متولد شدن و زندگی نمودن و مردن است.نکته آيه: کوهها مانند ابرها سپری می شوند: با تابش خورشيد به درياها و اقـيانوسها و آبهای سطح زمين، آب بخار میشود و به جو می رود. بعد ابر شکـل می گيرد و در بارش آب مجدداً به زمين برمی گردد. اين روند و فرايند هميشگی تولد و زندگیو مرگابرها است.کوهـها يا بر اثر فـشار درونی زمين به بالا شکل می گيرند، يا بر اثر فشار به بالا در جائی و کشش به پائـيـندر جای ديگرشـکـل می گيرند، يا بر اثر برخورد دو لايه زمين و چين خوردن زمين، و يا بـر اثر آتشفشان ايجاد می شوند، و ضمن صدها هزار و ميليونها سال بر اثر عوامل فرسايشخرد شده و به دشتها و درياها برده می شوند واز آنها چيزی نماندهو با زمين يکسان می شـوند و کوهـهـای جـديـد ديگـری در جـاهـای ديگر ايجاد می شود. و يا همزمان با فرسوده شدنو بين رفتن آنها از بالا و از بيرون، فـشار درون زمينی پـيـوسـتـه آنـها را بلند می کند. اين روند و فرايند زندگی کوهها مانند روند و فرايند زندگی ابرها است. و به اين شکل کوهـهـا کـه بـه گـمـان ما "ثابت، استوار و پابرجا" هستند مانند ابرها "سپری" می شوند.ميخ واری کوهها در زمین{ والجبال أوتاداً } سورة النبأ [ 7]" و آيا ما کوهها را ميخ وار نگردانيديم"؟ "اوتاداً": تشبيه بليغ است، بمعني: کالأوتاد، بمعنی: مانند وتد. «اوتاد» جمع وَتـَد و وَتِد است، بمعنی: تکه چوب يا فلز ميخ مانندی که بخش بزرگتر آن در زمين يا ديوار کوبيده می شود و بخش کوچکتری از آن بيرون می ماند. (بيشتر برای بستن طناب چادر مورد استفاده قرار می گيرد). نکته آيه: کوهها مانند وتد می مانند: کوههای سنگی بخش بيشترشان در درون زمين است و بخش کمتری از آنها بيرون از زمين. آنچه ما از اين کوهها می بينيم در واقع بخش بالائی آنهاست. و اين دانش البته با قياسهای جاذبه ای در بلنديها و پائينيهای زمين بدست می آيد. لايه بيرونی زمين که روی آن زندگی ميکنيم و قاره ها و اقيانوسها را در بر ميگيرد و در جائی از آن کوه و در جائی ديگر آن دشت است از تعدادی صفحه های بزرگ و کوچک تشکيل شده که در سمت و سوهای گوناگون در حرکت هستند. کوههای سنگی توازن و تعادل و يکپارچگی اين صفحه های در حال حرکت را حفظ می کند. و به اين ترتيب کوههای سنگی هم از نظر شکل مانند وتد می مانند و هم از نظر کارکرد. نقش کوهها در عدم شیب دار شدن زمين { والقى فى الأرض رواسي أن تميد بكم سورة نحل} [15]و در زمين کوههائی درست کرد تا زير شما شیب پیدا نکند! قـشـر سطح زمين از تعدادی لايه های کوچ و بزرگ جدا از هم تشکيل شده که پيش از اين آنها را ديديم. اين لايه ها که در حرکت می باشند، در جاهـائی يکی از آنها زير ديگری می رود. بخشی از لايه ای که زير لايه ديگر می رود به مواد مذاب درون زمين می رسد و ذوب می شـود. با تنگ شدن عـرصه آتشـفـشـان ايجاد می شود و مواد بيرون ريخته می شود و کوه ايجاد می کند، و همینطور لایه ای که بالای لایه دیگر قرار می گیرد و به بالا حرکت می کند، به شکلی که در تصویر می بینیم چین بر میدارد و رفته رفته چینها بزرگ می شوند و به کوه تبدیل می شوند، که اگر چنين نمی شد در ادامه رفـتن لايه ای زير لايه ديگر، لايه بالائی بالا و بـالاتر می آمد و سطح زمـيـن در مـنطقه مزبور شیب پیدا می کرد. همينطـور اگر برخورد دو لايه سريع اتفاق بيفتد نيز به شکلی که در تصویر می بینیم زمین چین می خورد و رشته کوه درست می شود. که اگر چنين امکانی وجود نمی داشت نيز منجر به بالا رفتن لايه ای و به زير رفـتـن لايه ديگر می شد که در نـتيجه منجر به تمايل و شیب دار شدن سطح زمين می شد و خانه ها مايل می شدند. نقش کوههای بلند بالا در رسيدن باران و آب به مردم در جهان { وجعلنا فيها رواسي شامخات واسقينا كم ماءاً فرتا }مرسلات [27} "و در آن ( در زمين)کوههای بلند بالا قرار داديم و آب گوارائی را به شما نوشانديم"! "رَوَاسِی": جمع رَاسِيَة است بمعنی: چيزی که بخشی از آن در زمين فرو رفته و استوار و پابرجا است. معانی دوم: ديگ بزرگی که در زمين يا چيز ديگری کاشته می شود و جابجا نمی شود ـــ کوه ــ لنگر. «شَامِخَات»: جمع شامِخْ، بمعنی: چيز بالا بلندِ پر ابهت و عظمت و ثمر بخش. توزيع بارندگی در سطح جهانی به کمک بادها صورت می گيرد. وسلسله کوههای بلند بالا نقـش اصلی را در روند و فرايند بادها بازی می کنند. در تصوير جريان بادها که کوهها عامل آن هـسـتـنـد را می بينيم. کـوهـهـا جـريان بـادهـا را بـه چندينناحيه بزرگ تـقـسيم می کنند که نقطه آغاز آنها نواحی زير استوائی دارای فشار بالا در درياها میباشد. بزرگترين آن آتلانتيک شمالی است که 75 ميليون کيلومتر مربع زمين را آب می دهـد. همينطور بخار برخاسته از آبهای زمين با کوههای بلند بالا برخورد می کند و چنانچه کوه سرد باشد بخارها جمع شده و به جريانهای آب تبديل می شوند و سرچشمه آب رسانی به مناطق ديگر می شوند. همينطور کوههای بلند بالا بادها را مجبور می کنند که رو به بالا بوزند. و چنانچه بادها سرد بوده و بخار آب با خود داشته باشند، بخار متراکم شده و ابر تشکيل می دهد و می بارد. و به اين ترتيب چنانکه آيه مطرح نموده کوههای بلند بالا در رسيدن آب و باران به مردم نقش دارند. درآمدن برخی از کوهها از زير زمين. {الم تر أنّ الله أنزل من السماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها ، ومن الجبال جدد بيضُ وحمرُ مختلف ألوانها وغرابيب سود} سوره فاطر [27]
"آيا نمی توانی ببينی: خدا از ابر باران پائين می آورد پس از آنثمرهائی را با آن درمی آوريم با رنگهـای گوناگون، و از کوههاکوههای سفيد راه راهی، وسرخ با رنگهای گوناگون، و سياهِ سياه را درمی آوريم". نکته آيه: کوههای سفيد راه راهی و کوههای سرخ با رنگهای گوناگون (يعنی سرخ بدرجات مختلف) و کوههای سياه سياه (يعنی سياه يکنواخت) از زمين در می آيند: کوههای سفيد راه راهی: کوههای سفيد راه راهی کوههای رسوبی هستند. اين کوهها چگونه تشکيل می شوند و چگونه از زمين بيرون می آيند؟ هنگاميکه باران می بارد جريان آب سنگ و خاک و گياه و پيکر حيوانات و هر چيزی که در مسير آن باشد را با خود بر می دارد و می برد. رفته رفته با کم شدن سرعت جريان آب، آنچه آب با خود برداشته رفته رفته در بستر رودخانه و پيچ و خمهای آن نشست می کند و يا به انتهای رودخانه که ساحل دريا باشد برده می شود و آنجا نشست می کند، و از آنچه نشست می کند يک لايه رسوبی برجای می ماند. هر سال يک لايه جديدی روی لايه قديمی درست می شود. با گذشت زمان و تکرار شدن اين کار لايه های زيادی از رسوبات روی هم جمع می شوند. و پس از آن فشار درونی زمين، زمين را در آن منطقه بلند می کند. با بلند شدن زمين آن لايه هائی که در ضمن هزاران سال و ميليونها سال رفته رفته روی هم دفن شده بودند از زمين بيرون زده می شوند کوههای سرخ با رنگهای گوناگون (يعنی سرخ بدرجات مختلف):کوههائی که رنگ آنها سرخ است کوههائی هستند که عنصر آهن در آنها از عناصر ديگر بيشتر است و آهن نيز در در اثر آب و رطوبت اکسيده می شود و رنگ سرخی بخود می گيرد. از آنجا که عنصر آهن در همه جای آنها يکسان نيست ميزان اکسيده شدن و در نتيجه ميزان سرخ شدن و سرخ بودن آنها در همه جايشان نيز يکسان نيست. اين نوع کوهها نيز بر اثر فشار درونی زمين از زمين بيرون می آيند.کوههای سياه سياه (يعنی سياه يکنواخت): در ميان کوههای سياه که به کوههای آتشفشانی معروفند نيز کوههائی هستند که از زير زمين در می آيند.کوههای سياهی که در تصوير می بينيم بر اثر فشار درونی زميناز درون زمين بيرون زده و پيوسته تحت فشارنيروی درونی زمين بلند و بلند تر می شوند.کسانی می گفـته اند که: وقتی ما مرديم و در زمين گم و گـور شـديـم ديگـر درآوردن و زنـده نمودن ما غير ممکن است. آيه خطاب به آنها: "در آوردن کوهها پس از رفتن آنها در زمينيا بودن آنها در زمين" را استدلال آورده است.درست شدن کـوه از سـطـح زمـيـن {وجعل فيها رواسي من فوقها} سورة فصلت [10]"و در زمين از بالای آن (از سطح آن) کوهها درست کرد.به دو شکل از سطح زمين کوه درست می شود: ــ با بلند شدن سطح زمين:وقـتی مواد مذاب درون زمين راهی به بيرون پيدا نمی کند تا بشکل آتشفشان بيرون بزند، قـشر بالائی زمين را رفـته رفـته بلند می کند و کوه درست می شود.ـ با چين خوردن سطح زمين:بر اثر حرکت قـشـرهـای سطح زمين و برخورد آنها با هم و رفتن يکی زير ديگری، سطح زمين چين می خورد و چين ها رفـته رفـته به شکلی که در تصوير می بينيم از حالت افـقی به حالت عمودی در می آيند و کوه درست میشود. |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
خسوف
در طول تاريخ ، اين پديده همواره مورد توجه اقوام و ملت های مختلف بوده است. اغلب تمدنهای قديم ماه گرفتگي را پديدهایشوم مي دانيستندو درباره آن اعتقادات خرافیداشتند. اين حقيت راحضرت محمد صلی الله عليه وسلم به طور ديگري بيان فرموده اند: (إن الشمس والقمر آيتان من آيات الله تعالى لا ينخسفان لموت أحد ولا لحياته، فإذا رأيتم ذلك فافزعوا إلى ذكر الله تعالى وإلى الصلاة) صحيح البخاريومسلم
چگونه ماه می گيرد؟ حركت ماه و زمين در مدارهاي خود ،پديده هايي زيبا و كم نظير را خلق میكند كه بيشك دليليبر عظمت و دقت آفرينش کون میباشد. همه یما ميدانيم كه ما هنگام شب در سايه زمين قرار می گيريم. در واقع سايه زميناز دو ساختمان مخروطيشكل درست شده است كه يكيدر داخل ديگريقرار دارد بخش خارجييا نيم سايه ایمنطقه ایاست كه زمين فقط قسمتياز پرتو هایخورشيد را مسدود می كند و مانع از رسيدن آنها به ماه ميشود دراين هنگام قرص درخشان ماه تاريک می شود.ماه همچنان دور زمين می گردد و پس از مدتی از سايه آن خارج می شود، يعني ماه و خورشيد و زمين در يك راستا يا خط مستقيم قرار گيرند به طوري كه زمين بين ماه و خورشيد قرار داشته باشد. وقتي كه زمين در جريان حركت خود بين خورشيد و ماه قرار ميگيرد، مانع از رسيدن نور خورشيد به ماه ميشود. در اين هنگام ماه در تاريكي فرو ميرود. اين حالت را ماهگرفتگي يا خسوف ميگويند انواع خسوف : خسوف جزئی : زمانی که قسمتی از ماه روی سايه وارد می شود خسوف ناقص ناميده می شود . ماه مي تواند رنگ هاي زيادي از قرمز تيره گرفته تا نارنجي و زرد ،بر سطح خود داشته باشد. بر خلاف خورشيد گرفتگی رصد ماه گرفتگی تماما بي خطر است ،و شما به هيچ دوربين محافظي نياز نداريد. : (رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[آل عمران: 191]. |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
انفجار بزرگ در سرتاسر کیهان طنین افکنده است
در دو تلاش بزرگي كه در تهيه نقشه جهان تا امروز صورت گرفته است، دانشمندان به مواردي دست يافته اند كه نظريه انفجار بزرگ را به شدت تائيد مي كند. نتايج تحقيقات در كنفرانس زمستانه جامعه نجومي آمريكا ارائه شد. وسعت زياد پراكندگي كهكشان ها توسط اخترشناسان محاسبه شده است كه به عنوان مهم ترين يافته دانشمندان در اين زمينه به حساب مي آيد. بنابراين با اين وجود مي توان از اطلاعات محل قرارگيري كهكشان ها به عنوان «پنجره اي به سوي تاريخ جهان» استفاده كرد. در اين تحقيق كه چندين سال به طول انجاميد، دو گروه مختلف كه شامل دانشمندان كشور هاي انگلستان و استراليا و امريكا بود نقشه اي سه بعدي از 266000 كهكشان تهيه شد. دانشمندان اطلاعات جمع آوري شده در مورد توزيع كهكشان ها را با اطلاعات تشعشعات پس زمينه كيهاني كه در سرتاسر كيهان پراكنده است مقايسه كردند و كشفيات جديدي در مورد مبدا كهكشان ها به دست آوردند. محققان از اطلاعات جمع آوري شده نتيجه گرفتند كه كهكشان ها در جايي شكل گرفتند كه ماده 350000 سال بعد از انفجار بزرگ شكل گرفته بود و دسته هاي مواد كه در كنار هم بودند به خاطر نيروي جاذبه همديگر چسبيدند. اين يافته ها نظريه انفجار بزرگ را كه مي گويد جهان با يك انفجار از يك نقطه كوچك بدون حجم و جرم بينهايت زياد در 14 ميليارد سال پيش آغاز مركز مشاهده انگلستان-استراليا كه در ايالت استراليايي ولز جنوبي جديد قرار دارد، در طي ده سال تحقيق موقعيت 221000 كهكشان را توسط روش تهيه نقشه سه بعدي در فضا تعيين كرد. اين تحقيق كه به وسيله تلسكوپي با قطر 3.9 متر انجام شد تقريبا ده برابر بزرگ تر از هر تحقيق قبلي بود.(1) تحت سرپرستي دكتر Matthew Collessمدير مركز، دانشمندان ابتدا موقعيت كهكشان ها را نسبت به يكديگر و فاصله آن ها از هم را تعيين كردند. سپس توزيع كهكشان ها را مدل سازي كردند و بعد تغييرات مدل را با دقت زيادي بررسي كردند. آن ها يافته هاي خود را در Monthly Notices of the Royal Astronomical Society.منتشر كردند. در تحقيق مشابهي كه توسط مركز مشاهده Apache Point Observatoryدر نيومكزيكو آمريكا صورت گرفت نقشه مكاني 46000 كهكشان را در منطقه ديگري از فضا تهيه كردند و توزيع آن را بررسي كردند. در اين مطالعه كه از يك تلسكوپ با قطر 2.5 متر به نام Sloanاستفاده مي شد تحت سرپرستي Daniel Eisensteinاز دانشگاه آريزونا و قرار است كه در Astrophysical journal منتشر شود.(2) نتايج به دست آمده توسط دو گروه در جلسه زمستانه جامعه نجومي امريكا در سانديگو كاليفرنيا در 11 ژانويه 2005 منتشر شد. يك تائيديه مهم اطلاعات به دست آمده از كار طولاني و دقيق، نتايجي را كه دهه ها پيش در زمينه نجوم در مورد مبدا كهكشان ها بود را تائيد مي كرد. در دهه 1960 نظريه پردازان تخمين زدند كه كهكشان ها ممكن است در جاهايي تشكيل شده باشند كه بعد از انفجار بزرگ، ماده به صورت متراكم تري نسبت به جاهاي ديگر وجود داشته است. اگر آن تخمين درست باشد پس بايد بتوان هسته هاي كهكشان ها را به شكل نوسانات كوچك در گرماي باقيمانده بعد از انفجار بزرگ مشاهده كرد كه به اين كار بررسي تشعشعات پس زمينه كيهان مي گويند. تشعشعات پس زمينه كيهان، تشعشعات كيهاني است كه 350000 سال بعد از انفجار بزرگ شروع شد. اين تشعشعات كه در سرتاسر كيهان پخش مي باشد تصويري از جهان 350000 ساله مي باشد و مي توان آن را مانند يك فسيل به حساب آورد. اين تشعشع كه ابتدا در سال 1965 كشف شد به عنوان تائيد خوبي براي نظريه انفجار بزرگ بود و به صورت بسيار دقيق مورد بررسي قرار گرفته شده بود. اطلاعات به دست آمده از ماهواره COBE (Cosmic Background Explorer)در سال 1992 ، تخمين هاي دهه 1960 را تائيد مي كرد كه ناهمواري هايي در تشعشعات پس زمينه كيهان وجود دارد.(3) اگرچه در آن زمان يك ارتباط كوچك بين اين موضوع و تشكيل كهكشان ها به دست آمده بود اما اين ارتباط تا به امروز قابل نشان دادن نبود. گروه Eisensteinو Collessارتباطي بين ناهمواري هاي مشاهده شده در تشعشعات پس زمينه كيهان و فاصله هاي بين كهكشان ها به دست آورده بودند. سپس مشخص شده كه هسته كهكشان ها در جايي تشكيل شده كه تمركز ماده 350000 سال بعد از انفجار بزرگ بيشتر از جاهاي ديگر بوده. در كنفرانسي كه در مورد اين موضوع بود، دكتر Eisensteinگفت كه نحوه پراكندگي كهكشان ها كه امروزه مي بينيم متناسب با امواج صوتي است كه منجر به آن پراكندگي شده است. محققان اعتقاد دارند كه جاذبه امواج را تحت تاثير قرار داده و شكل كهكشان ها را به وجود آورده است. Eisensteinجملات زير را به زبان آورد: ما اين پديده را مدرك تفنگ دود (smoking-gun) مي دانيم كه جاذبه نقش اصلي در رشد هسته هاي اوليه در پس زمينه امواج مايكرو ويو ( باقيمانده پس از انفجار بزرگ) داشته وكهكشان ها و خوشه هاي كهكشاني را كه ما امروزه مي بينيم به وجود آورده است.(4) در بيانيه اي به دفتر نمايندگي AAP، يكي از اعضاي گروه تحقيقاتي به نام Russell Cannonگفت كه يافته ها از اهميت بالايي برخوردار هستند و اهميت تحقيق را به صورت زير خلاصه مي كنم: "كاري كه ما انجام داده ايم نشان دهنده طرح كهكشان ها است، آنچه كه ما الان مي بينيم كاملا با طرح هاي ديگر كه در آثار انفجار بزرگ است منطبق مي باشد..." (5) همچنين نتايجي را نيز از مطالعه سطوح مواد و انرژي و شكل هندسي كه جهان را تشكيل مي دهد به دست آوردند. بر اساس اين ها، جهان محتوي 4% ماده معمولي، 25% ماده سياه (ماده اي كه ديده نمي شود اما وجود آن محاسبه شده است) و بقيه نيز انرژي سياه (انرژي رموزي كه منجر به بسط كيهان سريع تر از آن چيزي مي شود كه انتظار مي رود). حمايت از نظريه انفجار بزرگ يافته هاي اين مطالعات نظريه انفجار بزرگ را تقويت كرده است. دكتر Cannonگفت كه تحقيقات باعث ارزش بخشيدن به نظريه انفجار بزرگ شده است و جملات زير را تائيد كرد:
مدت زيادي است كه مي دانيم بهترين نظريه براي جهان نظريه انفجار بزرگ است كه مي گويد جهان با يك انفجار بزرگ در يك فضاي محدود شروع شد و تا به حال در حال بسط است.(6)
در گفته اي بر اساس مطالعات Sir Martin Reesدانشمند نجوم دانشگاه كمبريج بيان كرد كه علي رغم استفاده از روش هاي آماري و
مشاهدات مختلف، گروه ها به نتايج يكسان رسيده اند و اين را به عنوان تائيدي براي دقت نتايج مي توان دانست.(7)
پايگاه Physicsweb.orgكه يكي از مهم ترين پايگاه هاي علوم فيزيكي در اينترنت است گفت
كه مطالعات نشان دهنده مدارك بيشتر براي انفجار بزرگ به همراه مدل كيهان شناسي در حال انبساط است.(8)
دانشمندان فهميدند كه جهان شروعي داشته (انفجار بزرگ) و در حال انبساط است و اين نتيجه را با تحليل تشعشعات و اجرام آسماني در فضا به دست آورده اند و اين كار به كمك توانايي هاي علم امروزي حاصل شده است. اين معلومات چيز تازه اي براي بشر نيست. انسان اين دو حقيقت را كه دانشمندان با مطالعه عمق كيهان در قرن 21 به دست آورده اند، در قرآن و 1400 سال پيش داشته است.
دو موضوع مهم در مورد مدل استاندارد كيهاني در قرآن مجيد آمده است.
در قرآن كريم و در تورات و انجيل (كه دو كتاب تورات و انجيل كه بعد از نزولشان مورد تحريف قرا گرفته اند) خداوند گفته است كه جهان و تمام مواد داخل آن از هيچ به وجود آمده است؛ در قرآن كه تنها كتاب آسماني است كه مورد تحريف قرار نگرفته است يك حقيقت ديگر را بيان مي كند و مي گويد كه جهان در حال انبساط است. نحوه به وجود آمدن جهان از هيچ به آنچه كه هست در قرآن به صورت زيرآمده است:{ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ}[لأنعام: 101]
«او آغاز كننده آسمان ها و زمين است»
انبساط كيهان كه يكي از زمينه هاي مهم تحقيق علم امروز است در آيه زير آمده است:{ وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ}[لذاريات: 47]
«و ما آسمان را به قدرت آفريديم و ما هستيم كه آنرا به تدريج گسترش مي دهيم.»
همان طور كه ديديم دو بخش از الگوي كيهان استاندارد كه شامل انفجار بزرگ و انبساط كيهان است در قرآن و در زماني بيان شده است كه وسايل مشاهده بسيار محدود بوده اند. اين اثبات محكمي است كه قرآن از طرف خداوند نازل شده است. يافته هاي علم امروزي در تطابق كامل با آن چيزي است كه در قرآن آمده است و اين مطالعات كه اخيرا انجام شده است بار ديگر توجه ما را به سازگاري كامل قرآن با علم واقعي جلب مي كند |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
اغاز و پایان جهان در قران کریم
قبل از هرچيز به اين نكته اشاره مي كنيم كه ما قصد تحليل علمي قرآن را نداريم زيرا هيچ كس قادر به رسيدن به تفسير علمي كامل از قرآن نيست حتي يك آيه از آن. علم ما بسيار كم تر از فهم اين آيه ها است. اما اين يك تلاش با وجود محدوديت هاي علمي شخصي ما است. علي رغم اين كه علم ما محدود است ولي ديگران كه علم بيشتري دارند و تخصص بيشتري دارند مي توانند تحقيق كنند تا راز هاي بيشتري از قرآن را براي ديگران آشكار سازند. در اين مقاله ما به بعضي از آيه هاي قرآن كه در سوره الانبيا است نگاهي مي اندازيم. اين آيه ها ما را به تفكر در مورد خالق و يكتايي اش از طريق اثبات هايي بسيار عقلي و علمي دعوت مي كند. اين آيه ها در مورد آغاز و ادامه و پايان جهان صحبت مي كنند. دانشمندان تلاش كردند تا به بعضي از سوال ها از جمله اينكه جهان چگونه به اين يكتايي و نظم به وجود آمده،چگونه با اين نظم به حيات خود ادامه مي دهد و پايانش چگونه خواهد بود پاسخ دهند. آنها مواد ستارگان و سيارات را بررسي كردند و آن ها را يكسان يافتند. آنها نحوه حركت ستارگان و مسيري كه طي مي كنند را مشاهده كردند و چگونگي حركت سيارات اطراف آن ها را بررسي كردند. آن ها اندازه و طول عمر ستارگان را محاسبه كردند و مشاهده كردند كه قوانين مخصوصي بر حركت، مواد و اجرام آن ها حاكم است و از برنامه هاي خاصي تبعيت مي كنند بنابراين نتيجه گرفتند كه بايد از يك منبع سر منشا گرفته باشند. بنابراين فرض كردند كه احتمالا در ابتدا يك ماده فشرده وجود داشته كه در يك محيط بسيار محدود و پر فشار قرار گرفته بوده. سپس در يك لحظه انفجاري بزرگ رخ داده كه باعث شده اين ماده به امواج تبديل شود. اين امواج در يك لحظه دركيهان منتشر شده اند. به خاطر سرماي شديد كيهان، اين امواج به سرعت به اتم تبديل شده اند. سپس اين اتم ها به ستارگاني تبديل شدند كه حركت، تشعشعات و طول عمرشان از يك قانون يكسان پيروي مي كند! اين ستارگان همچنين به گروه هايي تقسيم بندي شدند كه قوانين بين گروه ها نيز يكسان مي باشد. اما عقل انسان حكم مي كند كه يك انفجار نمي تواند منجر به ايجاد اين يكساني حيرت انگيز شود. بلكه بر عكس انفجار منجر به نابودي و عدم تعادل مي گردد و نمي تواند چنين آسمان و زمين زيبا با سيستم هايي كه از قوانين دقيقي پيروي مي كنند به وجود آورد.( بعد از انفجار انتروپي به شدت افزايش مي يابد و مواد باقي مانده روبه بي نظمي مي گذارند ولي بعد از انفجار بزرگ نه تنها بي نظمي به وجود نيامده بلكه همان طور كه مي بينيم نظم و شعور حيرت انگيزي در ميان كوچك ترين ذرات گرفته تا بزرگ ترين ستارگان وجود دارد و اين چيزي به غير از تجلي اسما و صفات الهي نيست. مترجم).
{أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ } [الأنبياء :30] "آنان كه ناباور شده اند، آيا ندانند كه آسمان ها و زمين به هم پيوسته بوده اند و ما آن ها را از هم جدا كرديم و هر چيز زنده را از آب آفريديم ؟ پس آيا ايمان نمي آورند" توضيح علمي ( يا تلاشي براي توضيح) : در اين آيه ما به سوالي بر مي خوريم كه از كافراني پرسيده شده است كه دخالت خداوند در شروع خلقتي با اين نظم و زيبايي را تكذيب مي كنند. سوال اين است: آيا اين شروع، بعد از اينكه آن ها آن را مشاهده كردند، فقط با شانس انجام شده است؟ توسط دو كلمه رَتْق وفَتَق ، خداوند تمامي جملات آن ها را كه آن اتفاق را توضيح مي دهد، خلاصه مي كند. كافراني كه تلاش مي كنند يكتايي جهان را توضيح دهند مي گويند "ماده بسيار فشرده" و "انفجار بزرگ در يك لحظه" و " خنك شدن ناگهاني" و غيره. نظر آن دانشمندان در مورد اينكه دنيا از يك نقطه شروع شده است درست مي باشد. قرآن چنين نقطه اي را با كلمه عربي " رَتْقً" كه به معاي الياف يا مواد به هم پيچيده و متصل است تشريح مي كند. اما اشتباه دانشمندان مادي گرا آن است كه فكر مي كنند اين ماده به تنهايي تبديل به چنين نظمي شده است. آنها براي اينكه به نتايج علمي درست برسند بايد اقرار كنند كه تمامي اين اتفاقات توسط قدرت خالق هستي و بر اساس خواسته اش صورت گرفته است. خداوند پراكندگي اين مواد را با كلمه "فَفَتَقْنَاهُمَا" توضيح مي دهد. اين كلمه بدان معنا است كه كه خداوند اين مواد فشرده را (رَتْقً) را به خواست خود به مواد همگن تبديل كرد كه دنيا را با نظم به وجود آورد. به طوري كه مواد داخل خورشيد با مواد داخل زمين و ماه و ديگر سيارات و ديگر ستارگان يكسان است و تمامي اين مواد داراي اتم هايي با اجرا سازنده يكسان مانند هسته با بار مثبت و الكترون با بار منفي هستند. چنين تشابهي از لحظه اوليه خلقت وجود داشته زيرا اين خلقت توسط يك خالق بوده و با يك فرمان صورت گرفته است. به نظر من بهترين معني براي كلمه رَتْقً كلاف به هم پيچيده مي باشد تا اينكه بگوييم مواد به هم فشرده. و كلمه "فَفَتَقْنَاهُمَا" كه به معني شكل دهي آسمان ها و زمين با پراكنده كردن مواد در هم پيچيده توسط اراده الهي است بهتر از انفجار بزرگ مي باشد. بنابر اين محققان مادي گرا بايد فرضيه انفجار خود به خودي را كنار گذارند و به حقيقت كلام الهي در قرآن اعتراف كنند. اين اقرار باعث مي شود تا ايمان آورندگان واقعي به دين حقيقت باشند تا تمامي عقايد غير منطقي آنها تصحيح گردد. جمله شريفه "ما همه چيز را از آب زنده گردانيديم" در انتهاي اين آيه آمده است. همان طور كه خداوند در ابتداي اين آيه خلقت جهان را از مواد در هم پيچيده آغاز كرده است همچنين بيان مي دارد كه خلقت موجودات زنده از آب شروع شد. اين جملات خداوند بزرگ است. مسلما بر اساس علم ما اگر آبي وجود نداشت زندگي هم وجود نداشت. اين موضوع با نگاهي به گياهان اطراف ما اثبات مي گردد. چون آب در ديگر سيارات وجود ندارد زندگي نيز در آن ها نيست. اگرچه ما معناي " زندگي " و يا فرق بين سلول هاي مرده و سلول هاي زنده را نمي دانيم. در هر سلول يا ارگانيسم زنده، مي بينيم كه آب بيش از 70% وزنش را تشكيل مي دهد. بنابراين بدون اين آب اثري از زندگي نخواهد بود. اما ما گوهر حيات را در چنين سلول هايي فراموش مي كنيم. مسلما سلول اجزا سازنده هر موجود از انسان گرفته تا حيوان و حشره يا گياه زنده است. اگر عميق تر به آيه نگاه كنيم مي بينيم كه بيشتر اسيد ها و تركيبات داخل سلول از هيدروژن و اكسيژن و به صورت زنجيره هايي پيچيده با نظمي فوق العاده هستند. اين دو گاز، هيدروژن و اكسيژن، عناصري هستند كه آب را تشكيل مي دهند و مي توانند اجزاي سازنده هر اتم بزرگ ديگر كه در سلول است باشند. علم و توانايي ما در داشتن توضيح عميق تر براي اين آيه محدود است و تنها با الهام الهي مي توان به آن دست يافت. مسلما خوانندگاني كه از علم بيشتر و تفكر عميق تر برخوردار هستند مي توانند توضيح بهتر از من داشته باشند. شايد كشفيات آينده به درك بهتري از اين آيه منجر شود. هركس كه به سلول زنده و مولكول هاي بزرگش و زنجيره هاي سلولي اش نگاه كند نمي تواند دخالت خالق را تكذيب كند. همين طور كه نمي توانيم دخالت خالق را در اين جهان بزرگ ناديده بگيريم به همان ترتيب هم نمي توان اين نتيجه منطقي را ناديده گرفت كه طبيعت چگونه چنين زنجيره هاي پيچيده را در سلولي كه داراي ميليون ها اتم است بدين ترتيب كنار هم چيده است. در عين حال نيز نمي توان فرض كرد كه طبيعت گوهر حيات را به چنين زنجيره هاي پيچيده سلولي داده است تا فقط داراي حركت، تنفس، قابليت غذا خوردن و هضم و حتي فكر كردن باشند. خداوند در اين آيه مي فرمايند كه او اين سلول ها را از آب آفريد و بعد زندگي را به آن ها داد اين ها براي ما راز هايي هستند. آيا كسي به غير از خداوند مي تواند بگويد كه او چگونه اين كار را انجام داده است؟ يا آيا كسي مي تواند بگويد كه بدون يك خالق دانا آفريده شده اند؟ همان طور كه در بالا اشاره كرديم آب به تنهايي منشا خلقت حيات نيست بلكه حيات را به دوش مي كشد. اين بدان معنا است كه تمامي موجودات زنده به اين مايع معجزه انگيز وابسته هستند. راز هاي اين مايع نيز در نزد خداوند است. اگر دانه اي را در خاك قرار دهيم مي بينيم كه رشدش وابسته به آب است. همچنين رشد و ادامه حيات گياه به آب وابسته است. كلمات كمي در اين آيه راز هاي گياه را بيان كرده و به صد ها سوال مرموز پاسخ داده است زيرا از طرف خداوند نازل شده كه به راز هاي خلقت واقف است. من فكر مي كنم كه اقرار به يكي از راز ها، در را به روي راز هاي ديگر براي ما مي گشايد و اين كه جهان، خالقي يكتا دارد كه قرآن را براي ما نازل كرده است. با هم آيه هاي 31 تا 33 را مي خوانيم كه در ادامه آيه قبلي در سوره انبيا است. مي بينيم كه اين آيه ها با كشفيات علم امروزي بهتر شناخته مي شوند. اين آيه هانماينگر حكمت و رحمت خالق است. {وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ * وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفاً مَّحْفُوظاً وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ* وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}[الأنبياء : 31-33] "و در زمين كوه ها را قرار داديم تا جنبش آن را بگيرند و در آن دره ها و راه ها قرار داديم تا در آن ها راه بروند". "و آسمان را سقفي محافظ قرار داديم ولي آن ها از نشانه هاي او روي گردان هستند. "اوست كه شب و روز و مهر و ماه را آفريده است و هريك در مسيري در حال حركت هستند". نظريه هاي علمي: مطالعه اين چند آيه پشت سر هم نشان دهنده آن است كه حقايق علمي ديگري در قرآن وجود دارد. خداوند در اين آيه ها به ما مي گويد كه سياره اي بسيار يگانه براي ما آفريده است كه داراي جرم و اندازه معيني است و آسمان آن به عنوان سپر براي ما است و از حيات ما مراقبت مي كند. او همچنين براي ما راه هايي را مهيا كرد تا از آن ها عبور كنيم. او همچنين اشاره مي كند كه با حركت خورشيد و ماه، طول روز و شب مشخصي را براي ما فراهم مي كند. بنابراين اعلامي است در مورد اين كه نظم موجود در اين دنيا بر اساس خواسته او است. به منظور فهميدن علم خداوند در مورد خلقت زمين ما و جو يكتايش بهتر است نگاهي به سيارات ديگر بياندازيم. اجازه دهيد با سياره اي به نام عطارد( با ضمه بر روي كلمه ع) شروع كنيم. اين سياره كوچك ترين سياره منظومه شمسي است و به زمين نزديك است اما به خورشيد نزديك تر مي باشد. جرمش كم تر از جرم زمين است و قدرت جاذبه اش يك سوم قدرت جاذبه زمين است. بنابر اين ما نمي توانيم بر روي اين سياره زندگي كنيم زيرا نمي تواند جو مشابهي مانند زمين را به خود بگيرد. چون داراي جو مناسبي نيست پس نمي تواند در مقابل سنگ هاي آسماني از خود دفاع كند و نيز نمي تواند تشعشعات مضر خورشيد را دفع كند. سطح چنين سياره اي به خاطر برخورد اجرام داراي فرورفتگي هاي زيادي است و نمي تواند براي حركت انسان مفيد باشد. ساختار عطارد، گردش و طول روز آن را تحت تاثير قرار داده است و يك روز آن معادل 88 روز زميني است و اين باعث مي شود تا دماي آن در روز به 400 درجه سانتي گراد و در شب به 180- سانتي گراد برسد بنابراين هيچ
اثري از حيات و آب در آن پيدا نمي شود. سياره ديگر ونوس مي باشد كه سرد ترين سياره منظومه شمسي است و جرم و حجمش تقريبا مشابه زمين است ولي به خورشيد نزديك تر است. چون جرم مشابه زمين دارد، جاذبه اش نيز مشابه زمين است و توانايي مشابه زمين در نگه داشتن جو دارد. ولي جو آن از گاز سنگيني به نام دي اكسيد كربن تشكيل شده است و ابر هايش از بخار اسيد سولفوريك تشكيل شده است. چون دي اكسيد كربن گازي سنگين است بنابراين تشعشعات خورشيدي را بسيار جذب مي كند و جو سياره به خاطر همين بسيار داغ مي گردد. ابر هاي اسيدي آن باران هاي اسيدي ايجاد مي كنند كه سطح آن نرم مي كند و براي حركت مناسب نمي باشد. روز آن نيز معادل 243 روز زميني است. به خاطر نزديكي اش به زمين و روز بلندش، دماي آن در روز به 450 درجه سانتي گراد و فشار جوش به 90 بار مي رسد. با وجود چنين شرايطي وجود آب و حيات روي آن غير ممكن است. با نگاه به مريخ همسايه ما، مي بينيم كه طول روز مشابه زمين دارد اما جو آن از دي اكسيد كربن تشكيل شده است و فشار آن نيز بسيار كم است. چون مريخ از خورشيد دور تر است حداكثر دماي آن 40- است و بيشتر مواقع به 123- درجه سانتي گراد مي رسد. در چنين دماي پاييني محتويات آب سياره به حالت جامد است و هيچ علايمي از حيات در آن ديده نمي شود( البته تا آن موقع كه اين مقاله نوشته شده است حياتي در مريخ يافت نشده و ممكن است حيات به صورت موجودات ذره بيني در بعضي از مكان هاي آن كه داراي شرايط خاصي است پيدا شود ولي هيچ گاه تنوع ميليون ها گونه موجودات روي زمين را كه در هوا و خشكي و دريا هستند پيدا نمي كند. مترجم) با نگاهي به تعدادي از سيارات منظومه شمسي، مفهوم اين آيه هاي نوراني را بهتر درك مي كنيم. زمين ما به گونه اي طراحي شده است تا آب را در حالت مايع در خود نگه دارد و با نظمي بسيار پيچيده تحت فرمان الهي حيات را در آن زنده نگه دارد. جو زمين به گونه اي طراحي شده است تا با دو گاز عمده اكسيژن و نيتروژن كه در آن است مانند يك سقف براي ما عمل كند. اين گاز ها تمامي تشعشعات خورشيد را جذب نمي كنند و آن را از خود عبور مي دهند تا محيط را با نگاهي به سياره خودمان و ديگر سيارات منظومه شمسي، ناچار به اقرار به اين موضوع هستيم كه زمين همان طور كه خداوند مي گويد داراي محيطي خاص براي زندگي ما است. آيا كسي مي تواند ادعا كند كه طبيعت (به طور تصادفي) اين امكانات را براي ما به وجود آورده است؟ يا كسي مي تواند بگويد كه حضرت محمد ( صل الله عليه وسلم) خودش اين آيه ها را در بيش از 14 قرن پيش نوشته است؟ بعد از تشريح روند شروع خلقت توسط آيه 30، خداوند در آيه 104 در پايان سوره به ما در مورد پايان اين جهان يا روز رستاخيز سخن مي گويد. { يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ} [الأنبياء : 104] "روزي كه آسمان را در هم بپيچيم مانند در هم پيچاندن طومار، مانند كاري كه در ابتداي خلقت انجام داديم، همان طور كه خلقت را آغاز كرديم، آن را باز مي گردانيم، همان طور كه پيمان داده بوديم و بر ما است كه اين كار را انجام دهيم." بررسي علمي:در اين آيه خداوند روند پايان حيات را توضيح مي دهد. از رَتْقً شروع شد. بنابراين پايان اين جهان، بازگشتش خواهد بود به ابتدايش، به همان گونه اي كه شروع شده بود. خداوند مي گويد كه تمام آسمان ها را در هم مي پيچد و آن ها را مانند ابتدايش كه رَتْقً بود مي كند. اين جملات بيانگر عظمت خداوند هستند. خداوند مي فرمايند كه آسمان ها را روي هم قرار مي دهد( در هم مي پيچد) همانند بستن صفحات يك كتاب. بر اساس نظريه هاي علمي، دانشمندان عقيده دارند كه چنين اتفاقي در انتظار جهان است. اين دانشمندان مي گويند كه بعد از انبساط پيوسته جهان، طي يك روند خود انقباضي منهدم مي شود. اين به خاطر محدوديت مواد موجود در جهان است كه ديگر قادر به انبساط بيشتر نمي باشد. بنابراين اين مواد منقبض مي شوند و اندازه جهان به مقدار اوليه اش بر مي گردد. بنابراين دانش در انطباق كامل با قرآن است. اما قرآن مي گويد كه اين خواسته خداوند است ولي دانشمندان در نظريه هايشان مي گويند كه خواسته طبيعت است چون داراي شعور مي باشد. ( البته كل كيهان سيستمي با شعور است و تمامي اجزايش طبق گفته قرآن تسبيح خداوند را مي گويند، اما اين شعورشان قايم به ذاتشان نيست بلكه از خداوند دارند و اراده خداوند مي تواند روند طبيعت را دگرگون كند. مترجم). خداوند در قرآن مي فرمايند كه او زمان چنين اتفاقي را تعيين مي كند و دانشمندان تصور مي كنند كه خودش زمان تخريبش را تعين مي كند. هر انسان عاقل و فهميده اي متوجه مي شود كه اين جملات جاودانه پيامي است براي پرستش خداوند و در آيه بعدي كه شماره 106 است خداوند مي فرمايد:{إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغاً لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ } [الأنبياء :106] "در اين پيامي است براي كساني كه او را مي پرستند |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
اعجاز علمی قران مجید
با سلام به همه خوانندگان گرامی.دین اسلام که کاملترین ادیان می باشد معجز های همیشگی به نام قران دارد.که اگر به ان توجه کنیم حقایقی برای ما انسانها اشکار می شود که ایمان ما را به خدا قویتر می سازد.اعجاز علمی در قران یک نمونه از این حقایق می باشد که اینجانب سعی میکنم از منابعی کاملا موثق مطالبی در این زمینه بیان کنم.
اعجاز علمي قرآن به مطالب و اسرار علمیگفته می شود كه در قرآن کريم ذکر شده و در عصر نزول قرآن براي انسانها ناشناخته بوده و پس از پيشرفت علوم در قرن هاي اخير اکتشاف شده است. هر چند تفسير علمي قرآن كريم سابقهاي هزار چهارصدساله دارد، ولي ادعاي اعجاز علمي قرآن در دو قرن اخير مطرح شده است. در اين دوره برخي از كشفيات علوم تجربي توسط دانشمندان بر آيات قران منطبق شده و صحت و اتقان اين كتاب الهي بيش از پيش به اثبات رسيده است. در قرآن كريم آيات بسياري است كه انسان را به تفكر در آفرينش آسمان و خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و كوهها و درياها ونباتات و حيوانات و انسان دعوت مي كند و نظام شگفت آوري را كه در هر يك از انواع حكومت مي كند، گوش زد مي فرمايد .{ ثمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ} [فصلت : 11] سپس ارادۀآفرينش آسمان کرد،در حالی که دود( گونه،وبه شکل سحابيها در گسترۀفضای بی انتهاء پراگنده) بود. به آسمان وزمين فرمود: چه بخواهيد وچه نخواهيد پديد آئيد گفتند: فرمانبردارانه پديد آمديم. (درتصویر زير ستاره اي جديد را در حال شکل گيري از گاز و غبار, از بقاياي گازي که منشاء پيدايش کل جهان بوده است نشان می دهد.) پيدايش جهان: جهان در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراگنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت يک ديسک در آمده بوده که بدور خود می چرخيده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـيروی جاذبه مـواد بيشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحيه متراکم گرمای لازم برای ايجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـيـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای ديگری از گاز و غـيره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبديل شده اند که همان سيارات را منظومه شمسي مي نامند، وطريقه تکوين منظومه شمسی چنين است قطعات گاز و غباري كه گرداگرد خورشيد را هالهوار، فرا گرفته بود از هم پاشيد و هر پاره از آن به صورت گردابي درآمد. هر گرداب مسيري جداگانه داشت و در آن مسير به دور خورشيد ميگرديد. در گردابهاي نزديك به خورشيد گرما و در گردابهاي دوردست سرما حكم مي كرد. همانطور كه ميدانيم پيدايش كائنات براى انسان يك نادانسته بود وانسان مى خواست بداند كه اين پيدايش از كجا شروع شد.آيا به صورت يك نواخت بوده و همين گونه نيز ادامه دارد يا نه؟ چنان كه برخى اعتقاد داشته اند كه كائنات همين ساختار را داشته و بدون تغيير باقى مى ماند. خب نتيجه اينكه نظريه هاى مختلفى در اين رابطه وجود داشت و نظريه پردازيهاى زيادى مى شد. يكى از اين نظريه ها كه حدود چهل سال قبل ارائه شد انفجار بزرگ نام داشت كه توانست به خيلى از ابهامات پاسخ بدهد. اين نظريه، آغاز كائنات را از يك هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زيرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بكنيد كه تمام كائنات در يك هسته اتم ياحتى كوچكتر از آن جاى داشت و در يك لحظه اين فضا و زمان آغاز مى شود يعنى اينكه يك انفجار بزرگ كه حاصل گرانش شديد ناشى از فشردگى بوده، شروع شد
حتی کودکان ونيز آنان که عامی هستند هم در مورد انفجار بزرگ کمابیش اطلاعاتی دارند. می دانیم تمامی جهان پس از انفجار بزرگ بوجود آمده و از آن زمان تا کنون همچنان در حال انبساط است.حقيقتاً نيز دستگاه آفرينش و نظامي كه فعاليتهاي گوناگون جهان را به سوي هدفهاي آفرينش و آرمانهاي هستي پيش مي راند بسيار شگفت آور و حيرت بخش است خداوند متعال می فرمايد:{ أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ} [الأنبياء : 30] آيا کافران نمی بينند که آسمانها وزمين بهم متصل بوده وسپس آنهارا از هم جدا ساخته ايم وهر چيز زنده ای را از آب آفريده ايم. آيا ايمان نمی آورند؟. مرحله رتق وفتق:در مورد " رتق " و "قتق " كه دراينآيه مباركه به كار رفته در اصل به معني " پيوستگي و "جدايي" است. بعضي همان معني بالا را بر گزيده اند كه زمين و آسمان در آغاز خلقت ، به صورت توده واحد عظيمي از بخار وگاز سوزان كه بر اثر انفجارات دروني و حركت به دور خود تدريجاً تجزيه شده و كواكب وستارگان ،از جمله منظومه شمسي به وجود آمد ،بعضي ديگر ان را اشاره به يكنواخت بودن مواد جهان مي دانند كه چنان در آغاز درهم فرو رفته بود كه به صورت ماده واحدي خود نمايي مي كرد ، اما با گذشت زمان مواد از هم جدا شدند وتركيبات تازه اي آشكار گشت . در آيه فوق خدای بزرگبه انفجار اوليه ای که بااراده او باعث ايجاد اسمانها و زمين شد اشاره می فرمايد. چگونه در زمانی که هيچگونه دانشی بجز خرافات درمورد نحوه بوجود آمدن کائنات وجود نداشت ميتوان تصورنمود که بشری يکی از بزرگترين اکتشافات قرن بيستم رابرجهان آشکارسازد؟ نه هر گز اين آيه كلام يک انسان نبود که صفحه ای از قرآن عظيم را زينت داد. قرآن بجز کلام آن دانایبی ابتدا و بی انتها نيست. در اين آيهدرباره آفرينش جهان و موجودات زنده اشاره شده است. جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود. آغاز آفرينش موجودات زنده از آب است. گرچه درباره كيفيت پيدايش جهان ونحوه آن فرضيات مختلفي وجود دارد كه از حدود فرضيه تجاوز نمي كند ،ولي با توجه به مطالعاتي كه روي كهكشانها ومنظومه هايي كه در حال پيدايش وشكل گيري هستند به عمل آمده ثابت است كه چنانکه دانستيم جهان در آغاز به شكل توده گازي ابر مانند فشرده اي بود كه بر اثر گردش به دور خود ،پارچه هایاز آن جدا شده وبه اطراف پراگنده گشته است واين پارچه ها تدريجاً سرد شده و به شكل مايع و در موارد زيادي به صورت جامد در آمده ، و تشكيل كرات مسكوني وغير مسكوني را داده است، واين انبساط جهان به قدرى شديد رخ داده است كه از اندازه كوچكتر از يك هسته اتم در يك لحظه به اندازه كره زمين بزرگ مى شده، يعنى انبساط و تورم بعد از بيگ بنگ شروع شده بود اما هنوز كهكشانها به وجودنيامده بودند. نور آغاز كائنات بود سپس بعداز نور، ماده ايجاد شد و شايد بعد از دو ميليارد سال از انفجار بزرگ كهكشانها شكل گرفتند و خورشيد ما يكى از ذرات كوچك آنهاست.مراقبت دانشمندان نجومیدر مورد " سحابيها" ، اين مسأله را كه در دنيا در آغاز به شكل توده گاز دود مانندي بوده،به عنوان يك نظريه قطعي معرفي مي كند ، اين چيزي است كه محافل عملي جهان ،آن را پذيرفته اند . درنخستين آيه فوق خوانديم كه{كَانَتَا رَتْقاً...آسمانها درآغاز مانند دود بودند" هماهنگي اين آيه با اكتشافات دانشمندان كه چندان از اكتشافات آنها وقتى نمي گذرد نشانه اي ازاعجازعلمي قرآن مي باشد كه پرده ازروي تفكيریكه درعصرنزول قران كاملاً ناشناخته بوده است برمی دارد .واين آيه مبارکه نيز سخن به هم پيوستگي جهان درآغاز امر وسپس جدا شدن اجزاي آن ازيكديگرمي گويد.پيدايش موجودات زنده اعم از گياهي وحيواني در نخستين بار از آب اوقيانوسها نيز، امروز يك نظريه معروف علمي است .
پند: آيا ايمان نمی آوريد؟ درخلقت کون از براي اهل ايمان آيه هاونشانه هايي است كه آنانرا به سوي توحيد رهبري مي نمايد و در آفرينش خودتان و اين همه جنبندگان كه در زمين پراگنده مي باشند علائم و آثاري است كه ارباب يقين را به يکتا پرستی حق مي رساند و در اختلافاتي كه شب و روز پيدا مي كنند ودر نتيجه گاهي با هم برابر و گاهي از يكديگر درازتر و كوتاه تر و گرمتر و سردتر مي شوند. |+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
شرح وبلاگ
با سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز.در این وبلاگ به امور دینی و مربوط به ان می پردازم.البته سعی میکنم مطالبی که در این وبلاگ ذکر میکنم.همراه با جذابیت و از منابع موثق باشد.
|+| نوشته شده توسط عادل مکطاعی زاده در ساعت
|